تبلیغات
ترنم دل - من و قلمم...

غروب #جمعه ای را تصور کن که تنها و دلگرفته پراز حرف و درد و خالی از همدرد...

یک عالمه حرف برای نگفتن دارم

حرفهایی  ازجنس همان #ترنم#دل های همیشگی ولی اینبار کمی گرفته تر ، کمی گلایه دار و کمی دلتنگ تر از قبل

چه قدر خوب است حرفهایت را به کسی بگویی و بفهمدت

دردهایت را به زبان بیاوری و کمی سبک تر شوی

حرفهای نگفته ات را بفهمد

و حالت کمی بهتر شود......

قلم و دفتری دارم که حرفهایم و دردهایم را در آن مینویسم ،

قلم خوبم که هرچه مینویسم خسته نمیشود

دفتر با حوصله من نه گلایه میکند از نوشته ها ونه خسته میشود از من ؛ حتی جواب هم نمیدهد ! همدردی هم نمیکند ! یک کلمه از حرفهایم را نمیفهمد ؛ ولی من یادم میرود که قلم و دفتر احساس ندارند..

همیشه داخل کمد اتاقم هست ؛ فقط هرازگاهی دوستانی به دیدنم می آیند وکنجکاوانه صفحه ای از آن را میخوانند وگاهی ایرادد میگیرند وگاهی تحسین ولی من بی صبرانه منتظر حرفهایشان میمانم ولی حرف آنها اکثریت یک جمله است چه نوشته ی خوبی!!

قلم و دفترم را دوست دارم هیچوقت خسته نمیشوند...

#ترنم دل /رعنااحمدی

 



تاریخ : چهارشنبه 20 مرداد 1395 | 02:38 ب.ظ | نویسنده : Raana Ahmadi | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.